۱۷ مرداد، برای اهالی رسانه، نه صرفاً تقویمی نمادین و نه آیینی تشریفاتی برای تبادل تبریکهای فصلی، بلکه فرصتی مغتنم برای درنگ و بازخوانی یک رسالت خطیر است. این روز، زمانی برای تجدید پیمان با حقیقت و ارج نهادن به همکارانی است که قلم را نه در مسیر عافیتطلبی، بلکه در مسیر ایستادگی برای حقیقت و روایت اصیل هویت این سرزمین برگزیدهاند. خبرنگاری، خاصه در گونهٔ بومی و دانشگاهی آن، فراتر از شغل، نوعی زیستِ توأم با فراز و نشیب در کانون بحرانهاست؛ بهویژه در جغرافیایی راهبردی، شگرف و در عین حال طاقتفرسا به نام هرمزگان.
بیگمان، خبرنویسی پشت میزهای تهویهدار، تفاوتی ماهوی با خبرنگاریِ میدانی در گسترهٔ جنوب دارد. خبرنگار هرمزگانی، فارغ از هرگونه آسایش، با لنزهایی که از شدت شرجی بخار میزند و دستانی که در آفتاب ۵۰ درجه خیس از عرق است، بنادر، جزایر، دکلها و خطوط مرزی را درنوردیده و روایت را در سوزناکترین شرایط اقلیمی ثبت میکند. این عرصه، فراتر از تکنیک خبر، عشق و صبوریِ بیکران میطلبد.
با این حال، مسیر رسانه در هرمزگان تنها به گرما و رطوبت ختم نمیشود؛ این خطه، پهنهٔ نبردی دوگانه است: یک جبهه، عرصهٔ حضورِ میدانی و جبههای دیگر، معرکهٔ جنگِ روانی و شناختی. در شرایطی که جریانهای رسانهای معارض و دستگاههای تبلیغاتیِ سلطهگر، با بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای خود به سیاهنمایی و وارونهسازی واقعیت میپردازند، این خبرنگاران بومیاند که چون سدی استوار در خط مقدمِ جنگِ نرم، صیانت از حقیقت و امنیت روانی جامعه را بر عهده میگیرند.
ما حافظهٔ تاریخیای زنده داریم؛ از حماسهآفرینیهای جنگ رمضان و نبرد هرمز تا روایتِ جانسوزِ حادثهٔ مدرسهٔ شجرهٔ طیبه. اگر قلم و دوربینِ راویانِ رسانهایِ این استان نبود، غوغاسالاری رسانههای بیگانه، حقیقتِ این جنایتها و شکوهِ اقتدار دریاییِ کشورمان را در لابهلای اخبار تحریفشده مدفون میساخت. نیز، به تصویر کشیدنِ حضورِ حماسی و ولایتمدارانهٔ مردم جنوب در تجمعات و راهپیماییها، بخشی دیگر از هنرِ این روایتگرانِ گمنام است که نبضِ غیرت و همبستگیِ ملی را به گوش جهانیان میرسانند.
بااینحال، لازم است با نگاهی منصفانه و صریح، به یک واقعیت تلخ نیز اشاره شود: نمیتوان از رسانههای محلی انتظار داشت در خط مقدمِ جنگی سنگین با غولهای خبری جهان بجنگند، حال آنکه زیر بارِ کاستیهای معیشتی و کمبودهای تجهیزاتی، توان و انگیزهشان رو به فرسایش است. امروز، روزِ مطالبهٔ بهحق است. صنایع بزرگ و غولهای اقتصادیِ مستقر در استان ــ از نفت، گاز و فولاد گرفته تا بنادر و گمرکات ــ که از مواهب و ظرفیتهای این بوم بهرهمند میشوند، بر اساس مسئولیت اجتماعیِ خود، موظفاند پشتیبانیِ شفاف و پایدار از جریان رسانهایِ هرمزگان را در دستور کار قرار دهند. دولت نیز باید با نگاهی ویژه به مناطق مرزی و شرایط سخت اقلیمی، بستههای حمایتیِ واقعی و ساختاری در حوزههایی چون امنیت شغلی، پوشش بیمهای و تجهیزات پیشرفتهٔ خبری را برای این قشر زحمتکش تدوین و اجرا کند.
در پایان، باید تأکید کرد که تجلیلِ واقعی از خبرنگار، با یک لوح تقدیر یا ناهاری تشریفاتی به پایان نمیرسد؛ خبرنگار، امنیت شغلی، پاسخگوییِ شفافِ مسئولان و استقلالِ حرفهای میخواهد. اگر قلمِ خبرنگار در هرمزگان، در گرمای سوزان ۵۰ درجه و در میان دغدغههای معیشتی و بیتوجهیها، از حرکت بازماند، اولین و مهمترین آسیبی که متوجه جامعه میشود، خدشهدار شدنِ شفافیت و امنیتِ ادراکیِ افکار عمومی است. ۱۷ مرداد، یادآور این حقیقت است که احترام به خبرنگار، در حقیقت، احترام به حقِّ دانستنِ مردم است؛ و شرافتِ قلمی که در بوتهٔ آزمونِ دشوارِ جنوب، سربلند بیرون آمده، هرگز در خورِ هیچ گونه خرید و فروشی نیست.
محمد کمالی باغستانی
مدیر مسئول پایگاه خبری آوای شرجی نیوز


















