به گزارش پایگاه خبری آوای شرجی نیوز، محمد میرزابابایی کارشناس ارتباطات و رسانه در یادداشتی نوشت :
تجربه کشورهای مختلف در نبردهای معاصر نشان داده است که پایان جنگ، لزوماً به معنای پایان چالشها و بحرانها نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای پیچیده و حساس برای بازسازی اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه به شمار میرود. در چنین شرایطی، موفقیت کشورها بیش از آنکه به حجم منابع مالی و زیرساختی وابسته باشد، به میزان سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و توانایی بسیج ظرفیتهای ملی برای عبور از پیامدهای جنگ بستگی دارد.
مشارکت مردم؛ ضرورتی اجتنابناپذیر برای انسجام ملی
در هر وضعیت پساجنگ، ایران بیش از هر زمان دیگری به تقویت سرمایه اجتماعی و تحکیم انسجام ملی نیاز خواهد داشت. سرمایه اجتماعی زمانی تقویت میشود که شهروندان احساس کنند در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری نقش دارند و صدای آنان در سیاستگذاریها شنیده میشود.
از این رو، مشارکت واقعی مردم در برنامههای بازسازی و توسعه نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای عبور از شرایط پیشرو است. هر اندازه شهروندان خود را بخشی از راهحل بدانند، فرآیند بازسازی با سرعت بیشتر، هزینه کمتر و اثربخشی بالاتری همراه خواهد بود.
ضرورت گفتوگوی اجتماعی برای ترمیم امید و امنیت
جامعه پس از جنگ معمولاً با مجموعهای از مسائل اقتصادی، روانی و فرهنگی مواجه است که پاسخ به آنها صرفاً از طریق سازوکارهای اداری و دولتی امکانپذیر نیست. کاهش نگرانیهای معیشتی، ترمیم امید اجتماعی، بازگرداندن احساس امنیت و تقویت اعتماد عمومی نیازمند شکلگیری یک مشارکت فراگیر میان دولت، جامعه مدنی، نخبگان و بخش خصوصی است. در این میان، گفتوگوی اجتماعی و شنیدن مطالبات گروههای مختلف جامعه میتواند از شکلگیری شکافهای جدید جلوگیری کرده و زمینه همبستگی ملی را تقویت کند.
نقش فراتولیدی بنگاههای اقتصادی و بخش خصوصی
بنگاههای اقتصادی نیز در دوران پساجنگ نقشی فراتر از فعالیتهای صرفاً تولیدی و تجاری بر عهده دارند. بخش خصوصی میتواند با حفظ و توسعه اشتغال، جهت نیل به رونق اقتصادی، سهم مهمی در کاهش آثار منفی جنگ ایفا کند. پایداری اقتصادی و حفظ جریان تولید نه تنها به بهبود شاخصهای اقتصادی کمک میکند، بلکه از منظر اجتماعی نیز نقش مؤثری در کاهش آسیبهای ناشی از بیکاری، فقر و ناامیدی خواهد داشت.
همچنین مسئولیت اجتماعی بنگاههای اقتصادی در این مقطع از اهمیت ویژهای برخوردار است. مشارکت در برنامههای حمایتی، حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، راهاندازی اشتغال خانگی و خرد، سرمایهگذاری در مناطق نیازمند بازسازی، توسعه آموزشهای مهارتی، همکاری با سازمانهای مردمنهاد و حمایت از اقشار آسیبپذیر میتواند به تقویت همبستگی اجتماعی و افزایش تابآوری جامعه کمک کند. تجربههای موفق جهانی نشان میدهد که بازسازی پایدار زمانی محقق میشود که دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی در قالب یک همکاری منسجم و هدفمند در کنار یکدیگر قرار گیرند.
رسانهها؛ معماران اعتماد و اجماع ملی
در کنار این عوامل، رسانهها نیز نقشی تعیینکننده در مدیریت فضای اجتماعی پس از جنگ بر عهده دارند. رسانههای حرفهای میتوانند با اطلاعرسانی دقیق، مقابله با شایعات، تقویت روحیه امید و تبیین واقعبینانه چالشها و فرصتهای پیشرو، به بازسازی اعتماد عمومی کمک کنند. همچنین رسانهها با ایجاد بستری برای گفتوگوی ملی و انعکاس مطالبات و دیدگاههای مختلف اجتماعی، میتوانند به تقویت همدلی، افزایش مشارکت عمومی و شکلگیری اجماع ملی برای عبور از شرایط پساجنگ یاری رسانند.
تحولات یکساله اخیر؛ از میدان نظامی تا کارزار اقتصادی
کشور ما در طی یکسال گذشته شاهد اتفاقات متعدد و ناگواری بوده است؛ از دو نوبت جنگ گسترده نظامی با سردمداران استکبار جهانی تا شبهکودتای دشمنان داخلی، از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهان و وزرای عالیرتبه نظامی و امنیتی تا شهادت دانشآموزان معصوم مدرسه میناب، از تخریب سایتهای هستهای تا موشکباران منازل مردم بیگناه در وسط شهرها و روستاها، همه و همه تنها در کمتر از یکسال رخ داده است.
هنوز ه سایه جنگ از سر منطقه رفع نشده و فیالحال سیاستمداران جای نظامیان را در میدان مبارزه پر کردهاند. واضح است که در صورت پایان جنگ، میدان به دولتمردان و اقتصاددانان تحویل میشود که میدانی بس خطیر و استراتژیک است؛ زیرا که تورم افسارگسیخته و تحریم ظالمانه شمشیر از نیام کشیده و به عنوان دشمنانی بدنام، قدرتنمایی میکنند.
مانیفست بازسازی؛ مهار بوروکراسی زائد و نفی اقتصاد دولتیم
هرچند در طی این مسیر یکساله، نظام و جامعه دچار پیروزیهای ارزشمند و ظفرگونهای شدهاند که اعتبار بالایی به ایران اسلامی بخشیده است، ولی نیاز است تا بازسازی پساجنگ صرفاً به ساخت جادهها، ساختمانها و زیرساختهای فیزیکی محدود نشود. بازسازی واقعی زمانی محقق خواهد شد که امید اجتماعی، درآمد ملی و اجتماعی، اعتماد عمومی، احساس تعلق ملی و سرمایه انسانی نیز احیا شود.
از این منظر، مهمترین الزام اجتماعی ایران در هر دوره پساجنگ، حرکت به سوی حکمرانی مشارکتی، تقویت نهادهای مدنی، افزایش شفافیت، مقرراتزدایی از بوروکراسیهای زائد، بهرهگیری کامل از ظرفیت بخش خصوصی واقعی، نفی سیستم اقتصاد دولتی و در نهایت فراهمسازی زمینه حضور مؤثر مردم در عرصههای مختلف است. توسعه پایدار و امنیت اجتماعی زمانی تضمین خواهد شد که همه ارکان جامعه، از دولت و رسانهها گرفته تا بنگاههای اقتصادی و شهروندان، خود را در ساختن آینده کشور سهیم و مسئول بدانند.
به امید فردایی روشن برای کشور عزیزمان ایران.



















